العلامة المجلسي (مترجم :عطاردى)

392

بحار الأنوار (ج64) (ايمان و كفر) (فارسى)

بعد اين آيه شريفه را تلاوت كردند : إِنَّ الَّذِينَ يُبايِعُونَكَ إِنَّما يُبايِعُونَ اللَّهَ ، امام عليه السّلام فرمود : در شبى كه روزش حمزه به شهادت رسيد رسول خدا او را نزد خود دعوت كرد و گفت : اى حمزه اى عموى رسول خدا . شما به اين زودى غيبتى طولانى خواهيد داشت ، اگر وارد بر خداوند متعال شدى و از تو احكام شرع را سؤال كرد و يا از شرائط ايمان مورد پرسش قرار گرفتى چه مىگوئى او در اين هنگام گريه كرد و گفت پدر و مادرم فدايت باشند مرا راهنمائى كنيد و ارشاد فرمائيد . فرمود : اى حمزه به وحدانيت خدا و رسالت من گواهى بده ، حمزه گفت : گواهى مىدهم ، فرمودند بهشت و دوزخ هستند ، و قيامت خواهد آمد و شكى در آن نيست ، صراط و ميزان حقيقت دارند ، جماعتى هم در دوزخ خواهند بود و على هم امير مؤمنان مىباشند . حمزه گفت : بر اين‌ها هم گواهى مىدهم و اقرار و ايمان دارم ، رسول خدا فرمود : امامان از ذريه او حسن و حسين و ساير امامان از فرزندان حسين مىباشند ، حمزه گفت : اين را هم گواهى مىدهم ، رسول خدا فرمود : فاطمه سيده زنان عالم است حمزه گفت : به اين هم ايمان دارم . رسول خدا صلّى اللَّه عليه و إله فرمود : حمزه هم سيد الشهداء و شير خدا و رسول و عمويش مىباشد ، در اين هنگام حمزه گريه كرد و بر زمين افتاد ، و بعد ديدگان حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و إله را بوسيدن گرفت . رسول اكرم فرمود : جعفر فرزند برادرت در بهشت با فرشتگان پرواز مىكند ، و محمد و آل او بهترين آدميان هستند ، اى حمزه بايد به نهان و آشكار آنها ايمان بياورى ، و به ظاهر و باطن آنها اعتقاد پيدا كنى . اى حمزه بايد به اين اعتقاد زندگى كنى و با اين عقيده از جهان به روى ، بايد دوستان آنها را دوست بدارى و با دشمنان آنها دشمنى كنى ، گفت : آرى يا رسول اللَّه خدا و شما را گواه مىگيرم ، و اين خود كفايت مىكند ، رسول خدا فرمود : خداوند شما را ثابت قدم بدارد .